نویسنده و محقق : سید مرتضی میرسراجی                                                     mirseradji@gmail.com

از جمله اجساد سالم و تجزیه نشده پیامبران بزرگ الهی می توان به گزارش های تاریخی موجود در زمینه کشف اجساد مطهر سه پیامبر الهی به طور هم زمان و در کنار یکدیگر یعنی : حضرات ابراهیم(ع) ، اسحاق (ع) و یعقوب ( ع) اشاره کرد که این اتفاق توسط تاریخ نگاران اسلامی در ضمن وقایع سال ۵۱۳ ق . به ثبت و ضبط رسیده است .

لازم به ذکر است که حضرت ابراهیم (ع) پدر حضرت اسحاق (ع) و حضرت یعقوب (ع) فرزند حضرت اسحاق (ع) و قاعدتا نوه حضرت ابراهیم است .

«ابن القَلانِسی» متوفای ۵۵۵ ق . از تاریخ نگاران مسلمان است که به این معجزه باهره اشاره کرده است با توجه به سال وقوع این اتفاق یعنی ۵۱۳ ق . می توان دریافت که حدود ۴۲ سال قبل از مرگ وی این اتفاق افتاده  و او در کتاب خود موسوم به : « تاریخ دِمَشق» آن را مختصرا ذکر کرده  و برای ما به ارث گذاشته است.

کتاب او در دو بخش است بخش اول آن : مربوط به حوادث سال ۳۶۳ ق.  تا ۴۴۸ ق. و بخش دوم: از آن سال تا سال ۵۵۵ ق . که اتفاقا سال وفات وی نیز است. با این که از عنوان استفاده می شود که کتاب درباره شهر دمشق و تاریخ آن است ولی مولف آن به اماکن و شهرهای مختلف دیگر نیز پرداخته است.

او راجع به کشف جسد سالم این سه پیامبر بزرگ (ع) در ضمن وقایع سال ۵۱۳ ق. چنین نوشته است :

«وفي هذه السنة حكى من ورد من بيت المقدس ظهورقبور الخليل و ولديه إسحق ويعقوب الأنبياء عليهم الصلاة من الله والسلام وهم مجتمعون في مغارة بأرض بيت المقدس وكأنهم كالأحياء لم يبل لهم جسد ولا رم عظم وعليهم في المغارة قناديل معلقة من الذهب والفضة وأعيدت القبور إلى حالها التي كانت عليه. هذه صورة ما حكاه الحاكي والله أعلم بالصحيح من غيره» ۱

” و در این سال یعنی ۵۱۳ ق . حکایت کرد  شخصی که خبری را از شهر «بیت المَقدِس» آورده بود مبنی بر آشکار شدن قبرهای حضرت ابراهیم(ع) و دو فرزندش حضرت اسحاق و حضرت یعقوب- که درود خدا و سلام بر آنها باد –  که ایشان در غاری در سرزمین «بیت المَقدِس» در کنار هم بودند و گویی چون زندگان و از جسد و استخوانشان چیزی نپوسیده بود و بر مزار  ایشان در آن غار مشعل هایی آویزان  از طلا و نقره  بود . قبرها را به حالت اولیه که بود برگرداندند . این ظاهر آن چیزی است که راوی حکایت کرده  و خدا بر درست یا نادرست بودنش آگاه تر است .”

متن ابن القَلانِسی بسیار مختصر بود که بیشتر تاریخ نگاران شبیه آن را روایت نموده اند اما در ظاهر  و احتمالا یکی از قدیمی ترین منابع  مفصل و تحقیق شده موجود در اشاره به این موضوع ،کتاب ارزشمند « الاشارات الی معرفة الزیارات» اثر جهانگرد بزرگ، کنجکاو و جستجوگر جهان اسلام:« هَرَوی» متوفای۶۱۱ ق . است که این مدرک از جهات فراوانی قابل استناد و قابل تامل می باشد . خصوصا این که ۵۶ سال بعد از وقوع ماجرا یعنی در سال ۵۶۹ ق . هَرَوی در آن منطقه حضور داشته و گزارش ها را ثبت کرده است.

او در کتاب خود که به اماکن زیاراتی در سفرهای فراوانش اشاره نموده از ماجرای کشف اجساد سالم و تر و تازه سه پیامبر یاد شده نیز پرده برداشته است .

هَرَوی در ضمن معرفی شهر « الخلیل » که نام خود را از لقب حضرت ابراهیم خلیل(ع) وام گرفته ، شرح نسبتا مبسوطی راجع به کشف جسد این سه پیامبر عظیم الشان الهی آورده است. شهر الخلیل در قدیم الایام  «حَبرون» یا «حَبری» نامیده می شد. این شهر در ۳۰ کیلومتری شهر« بیت المَقدِس» در« فلسطین» قرار دارد.

متن گزارش هَرَوی چنین است:

«مدينة الخليل‏ عليه السلام‏،بها مغارة فيها قبر إبراهيم و إسحاق و يعقوب و سارة عليهم السلام و قيل إن قبر آدم و نوح و سام فى هذه المغارة و المغارة تحت هذه المغارة التى تزار الآن. و سمعت على الشيخ أبى طاهر أحمد بن محمد السلفى الحافظ بثغر الإسكندرية سنة سبعين و خمسمائة جزءا يرفعه إلى فلان الآدمى شذ عنى اسمه فإن كتبى أخذتها الفرنج نوبة الوقعة بخويلفة لما قصدهم الانكتار ملك الفرنج ثم أنفذ إلى رسوله و وعدنى بإعادة ما أخذه و يضاعفه و طلب الاجتماع بى فلم أمض إليه و ذلك سنة ثمان و ثمانين و خمسمائة.

و أما الجزء فإنه يذكر فيه أن الآدمى قصد زيارة الخليل عليه السلام و صادق القيم بالموضع، و كان القيم رجلا روميّا و تقرب إليه بهدية و طلب النزول إلى المغارة فوعده عند انقطاع الزوار فى زمان الثلج، فلما انقطع الناس أتى به بلاطة فقلعها و أخذ ما يستضي‏ء به و نزلا فى درج مقدار سبعين درجة و انتهيا إلى مغارة واسعة كبيرة و الهواء يخترق فيها و بها دكة عليها إبراهيم الخليل عليه السلام ملقى و عليه ثوب أخضر و شيبته يلعب الهواء بها و إلى جانبه إسحاق و يعقوب عليهما السلام، ثم أتى به إلى حائط فى المغارة فقال له: «إن سارة خلف هذا الحائط» فهمّ الرجل أن ينظر ما وراء الحائط و إذا بصوت يقول: «إياك و الحريم» فعاد من حيث نزلا، و اللّه أعلم، و قرأت فى التوراة أن ضيعة الخليل هذه المغارة ابتاعها إبراهيم عليه السلام من عفرون بن صوحار الحتّى بأربعمائة درهم فضة، و دفن سارة فيها، هذا لفظ التوراة فى السفر  الأول فى الجزء الخامس، و اللّه أعلم، و بالخليل قبر يوسف الصديق عليه السلام خارج المغارة و الصحيح الذي ذكرناه أولا.

يقول مؤلف هذا الكتاب على بن أبى بكر الهروى- غفر اللّه له و لجميع المسلمين- دخلت القدس سنة تسع و ستين و خمسمائة و اجتمعت فيه و فى مدينة الخليل عليه السلام بمشائخ حدثونى أنه لما كان فى زمان الملك بردويل انخسف الموضع فى هذه المغارة، فدخل جماعة من الفرنج إليها بإذن الملك، فوجدوا فيها إبراهيم و إسحاق و يعقوب عليهم السلام قد بليت أكفانهم و هم مستندون إلى حائط و على رءوسهم مناديل و رءوسهم‏ مكشوفة فجدد الملك أكفانهم ثم سد الموضع، و ذلك سنة ثلاث عشرة و خمسمائة هجرية.

و حدثنى الفارس بيرن كان مقيما فى بيت لحم معروفا عند الفرنج لرحلته و كبر سنه أنه دخل مع أبيه إلى هذه المغارة و رأى إبراهيم الخليل و إسحاق و يعقوب و رءوسهم مكشوفة فقلت: «كم كان عمرك» فقال: «ثلاث عشرة سنة» و قال لى: «إن الفارس جفرى بن جرج كان ممن تقدم الملك إليه ليجدد أكفانهم و يعمر ما انخسف من المغارة و هو فى الحياة» فسألت عنه فقيل: «مات منذ أيام».

يقول مؤلف هذا الكتاب: «إن صح ذلك رأيت من رأى إبراهيم و إسحاق و يعقوب عليهم السلام يقظة لا مناما».۲

” شهر الخلیل (ع) : در این شهر غاری وجود دارد که در آن قبر حضرت ابراهیم (ع)، حضرت اسحاق (ع)[ فرزند ابراهیم] و حضرت یعقوب(ع) [ فرزند اسحاق] و ساره [ همسر اول حضرت ابراهیم و مادر اسحاق]- که درود خدا بر همه آنها باد – قرار دارد و گفته شده [ علاوه بر این چند قبر] قبر حضرت آدم و حضرت نوح و سام [ فرزند نوح]نیز در این غار است و این غار زیر این غاری است که الان [۵۶۹ قمری که هروی به آن مناطق رفته] زیارت می شود.

مزار حضرت ابراهیم ۳

و من شنیدم از:« شیخ ابوطاهر احمد بن محمد سلفی حافظ» که در مرز شهر «اسکندریه » ( از شهر های مصر که اسکندر مقدونی بنا کرد) بود در سال ۵۷۰ ق .(  ۱۱۷۴ میلادی) جزوه ای بودکه به فلان کس نسیت می داد که اسمش از یادم رفته است. چون کتاب های من را فرنگی ها ( ساکنان اروپای غربی، مثلا فرانسوی ها) گرفتند در زمان جنگی که در «خُوَیلَفَه»( نام موضعی در فلسطین) هنگامی که « الانکتار» پادشاه فرنگ ( همان ریچارد شیر دل پسر هِنری هشتم پادشاه انگلستان متوفای ۱۱۹۹ میلادی)آهنگ [ تهاجم به] ایشان را کرده بود  سپس او  به پیک خود دستور داد و وعده کرد به من که چیزهایی را که از من گرفته دو برابر پس بدهد و از من خواست که با من ملاقات داشته باشد اما من نرفتم و آن در سال ۵۸۸ ق . (۱۱۹۲ میلادی) بود.

و اما درآن جزوه ذکر شده که آن آدم قصد زیارت حضرت ابراهیم (ع) را داشت و با تولیت آنجا طرح دوستی ریخت و تولیت آنجا مردی رومی بود و به او نزدیک شد با یک هدیه و از او خواست که داخل غار شود  به او وعده داد، زمانی که زائران نباشند اجازه بدهد.  در هنگام یخبندان  وقتی که رفت و آمد مردم قطع شد  آورد آن شخص را به جایی که سنگفرش بود  و آن ها را از جا کند و یک وسیله روشنایی با خود برد و از پلکانی که هفتاد پله داشت  دوتایی پایین آمدند و در پایان به غار بزرگ و پهناوری رسیدند در آن باد هم در جریان بود و در آنجا  سکویی بود که ابراهیم خلیل روی آن گذاشته شده بود و بر او جامه سبزی بود و ریشش را باد حرکت می داد و در کنارش حضرات اسحاق(ع) و یعقوب(ع) بودند.

مقبره ابراهیم

سپس  او را آورد به طرف دیوار غار پس گفت : همانا ساره پشت این دیوار است آن مرد قصد کرد که پشت دیوار را نگاه کند و ناگهان صدایی برخاست: مراقب باش آنجا حریم است.( یعنی زنان آنجا هستند)  پس برگشتند از همان جایی که پایین آمدند و خدا داناتر است . و من در «تورات» خواندم که  سرزمین خلیل که حضرت ابراهیم(ع) آن را از «عَفرون بن صوحار حِتّی» ( مالک زمین) به چهارصد درهم  نقره خریداری کرد  و «ساره»( همسر اول حضرت ابراهیم(ع) و مادر اسحاق (ع)) را  آنجا دفن کرد این لفظ تورات در «سِفر» ( نام بخش های تورات) اول (سِفر پیدایش) در جزء پنجم است و خدا داناتر است و نزدیک قبر حضرت ابراهیم (ع)، قبر حضرت یوسف(ع) ( پسر حضرت یعقوب(ع)) خارج از غار است و صحیح آن چیزی است که اول ذکر کردیم.

مولف این کتاب:« علی بن ابوبکر هَرَوی» – که خدا او و تمامی مسلمانان را بیامرزاد!- می گوید : در سال ۵۶۹ قمری (۱۱۷۳ میلادی) به بیت المقدس وارد شدم در آن  جا و در شهر الخلیل(ع)  ملاقات کردم  بزرگان آنجا راکه برایم تعریف کردندکه در زمان پادشاه « بردویل» [ دوم] ( متولد ۱۰۶۰ میلادی در فرانسه و متوفای  ۱۱۳۱ میلادی در بیت المقدس)جای مشخصی در این غار شکاف خورد پس گروهی از فرنگی ها  به دستور پادشاه داخل آن شدند آن گاه در آن جا حضرات ابراهیم، اسحاق و یعقوب (ع) را یافتند که کفن هایشان پوسیده بود و خود به دیوار تکیه داده بودند و بر سرهایشان دستمالی بسته بود و سرهایشان آشکار ( یعنی بدون عِمامَه و دَستار) بود .پس پادشاه دوباره کفن هایشان را تازه کرد سپس آن موضع را مسدود نمود و این اتفاق به سال ۵۱۳ هجری قمری ( مطابق با ۱۱۱۹ میلادی) واقع گشت.

مزار حضرت ابراهیم ۲

و حدیث کرد من را سواره نظامی به نام «بیرن » ( احتمال زیاد کتابت صورت نام به انگلیسی beiren باشد) که در شهر «بیت لحم »( از شهرهای فلسطین در ده کیلومتری جنوب بیت المقدس) ساکن بود که به جهت جهانگردی و سن زیادش در نزد اهل فرنگ معروف بود که همراه پدرش داخل این غار شد  و حضرات ابراهیم خلیل ، اسحاق و یعقوب (ع) را مشاهده کرد که سرهایشان باز ( یعنی بدون عمامه) بود . پس از او پرسیدم در آن زمان چند ساله بودی؟ و او  گفت : سیزده سال و همچنین به من گفت : به تحقیق سواره نظامی[ دیگر] به نام « جِفری پسر جُرج »  از طرف پادشاه که به او دستور داده بود به تجدید کفن ها و تعمیر شکاف غار پرداخت و او الان در قید حیات است. پس در جست و جوی او بر آمدم  و گفته شد که: چند روز پیش مرده است!

مولف این کتاب ( یعنی هَرَوی )می گوید : اگر این موضوع صحت داشته باشد، من دیدم کسی را که حضرات ابراهیم ، اسحاق و یعقوب(ع) را دیده بود  آن هم در بیداری و نه در خواب.

مزار حضرت ابراهیم

بحث

به موارد زیر لطفا توجه نمایید :

  1. دیگر مراجع

غیر از دو کتاب یاد شده منابع و مآخذ فراوانی به این معجزه اشاره نموده اند که در این فرصت تنها به برخی از آن ها اشاره می شود :

معجم البلدان ۳ ( ياقوت حموي )( م ۰ ۶۲۶ ق ۰)، الکامل۴ (ابن اثیر)( م. ۶۳۰ ق.)،  نهاية الارب۵ ( نويري)( م. ۷۳۳ق ۰) ، تاريخ الاسلام ۶( ذهبي )(۷۴۸ ق ۰) ، تتمة المختصر في أخبار البشر۷ ( ابن الوردی) ( م. ۷۴۹ ق .) البدایة و النهاية۸ ( ابن كثير)( م. ۷۷۴ ق) ، النجوم الزاهرة ۹ (ابن تغري ) ( م ۰ ۸۷۴ ق۰) الأنس الجليل بتاريخ القدس و الخليل۱۰( ابواليمن )( م۰ ۹۲۸ ق ۰) ، ، تاريخ الخميس۱۱  ( ديار بكري ) ( م. ۹۶۶ ق ۰) ، شذرات الذهب۱۲ ( ابن عماد حنبلي ) ( م ۰ ۱۰۸۹ ق ۰) ، الحضرة الأنسية في الرحلة القدسية ۱۳( نابلسی) ( م . ۱۱۴۳ ق .) ، التاريخ القويم۱۴ ( كردي)(م. ۱۴۰۰ ق۰) و …

  1. اختلاف در زمان

هیچ کدام از منابع یا مآخذ در تاریخ وقوع این معجزه اختلافی ندارند و همه بر سال ۵۱۳ ق . متفق القول هستند الا «دیار بَکری» در «تاریخ الخَمیس» که سال ۵۱۴ ق . ثبت نموده است به احتمال زیاد به علت کثرت نقل سال ۵۱۳ ق . ، این سال به حقیقت نزدیک تر باشد.

  1. مدت زمان رویت جسد سالم بعد از مرگ

اگر بنا بر برخی تواریخ حضرت ابراهیم (ع) ۲۳۲۹ قبل از میلاد از دنیا رفته باشد با توجه به سال کشف (۵۱۳ ق.) که مطابق با ۱۱۱۹ میلادی است حدود ۳۴۴۸ سال بعد جسد مطهر ایشان صحیح و سالم رویت و گزارش شده است  و فرزندش حضرت اسحاق (ع) و نوه شان حضرت یعقوب (ع) نیز بدین ترتیب بیش از ۳۰۰۰ سال پس از وفاتشان رویت شده اند که این  در نوع خودش یک رکورد  ویژه محسوب می شود.

  1. تنها منتقد این روایت

ابوالیَمَن ( م . ۹۲۸ ق .)در کتاب خود ضمن بیان مختصر این معجزه بر کیفیت  کشف شدن آن اشکال وارد کرده است :

«…و لم يذكر كيف ظهر ذلك‏، و فيه إشكال لأن في التاريخ المذكور كانت بيت المقدس و بلد سيدنا الخليل، عليه السلام، في يد الفرنج و ليس للمسلمين عليه‏ تكلم، و لا أعلم أن الفرنج كانوا يمكنون المسلمين من البلاد حتى استيلائهم عليها، و اللّه أعلم بحقيقة الحال.»

“… و او ( مقصود ابوالفداء ( م.۷۳۲ ق .) از مورخان اسلامی است)ذکر نکرده است که چگونه این قبر آشکار شد و در این ،اشکال وجود دارد زیرا در تاریخ مذکور ( یعنی ۵۱۳ ق .) ، بیت المقدس و شهر آقای ما حضرت ابراهیم خلیل (ع) ( یعنی همان شهر الخلیل) در تسلط فرنگی ها بود و برای مسلمین تمکن و قدرتی در آن زمان نبود و من اطلاع ندارم که فرنگی ها به مسلمین تا زمانی که بر آن استیلا داشتند قدرت و تمکن داده باشند و خداوند به حقیقت امور دانا تر است.”

البته ظاهرا گزارش ها دقیق به ابوالیَمَن نرسیده است مثلا بر طبق متن هَرَوی که از نظر گذشت مسیحیان آن جسد را کشف  نمودند و سپس شخصی به نام: جفری بن جرج ایشان را کفن نمود و شکاف را مسدود کرد و با این حساب موضوع ربطی به مسلمانان پیدا نمی کند.

  1. حضرت ابراهیم در قرآن

بهترین ، دقیق ترین و مستند ترین کتاب برای شناخت شخصیت این  سه تن پیامبر بزرگ الهی که ذکر شد همانا کتاب جاویدان قرآن مجید است. گلواژه ابراهیم ۶۹ بار در ۲۵ سوره از قرآن کریم آمده است .

شخصیت متعالی ایشان بسیار معروف و صاحب وجوه و ابعاد متفاوت است که در حجم کم این مقال نمی گنجند. ایشان از پیامبران بزرگ الهی و صاحب شریعت بودند و پیامبر بزرگوار اسلام از نسل پربرکت فرزند برومند ایشان حضرت اسماعیل (ع) بود. ایشان مجموعه ای از خوبی ها و نیکی ها بودند و اگر قرار باشد درباره ایشان وارد بحث شویم چند جلد کتاب هم کفایت نمی کند. وجود نازنین ایشان بر طبق آیات قرآن اسوه حسنه و الگوی مناسب رفتاری و شخصیتی برای همه اهل ایمان در همه ادوار است . در مقام و منزلت او همین بس که خداوند این قهرمان توحید و یکتاپرستی را خلیل و دوست خود نامید .

  1. حضرت اسحاق در قرآن

گلواژه اسحاق (ع) در قرآن ۱۷ مرتبه و در ۱۲ سوره ذکر شده است . ایشان فرزند حضرت ابراهیم (ع) از مادری به نام « ساره» بودند  که همانند پدر  از صفات و سجایای عالی اخلاقی برخوردار بودند.

  1. حضرت یعقوب در قرآن

گلواژه یعقوب (ع)، ۱۶ بار در لسان خداوند در ۱۰ سوره قرآن کریم تکرار شده است . نام دیگر ایشان « اسرائیل» است که در قرآن یک بار به طور اختصاصی مربوط به خودشان و ۴۲ بار با ترکیب بنی اسرائیل( فرزندان یعقوب) در ۱۷ سوره تکرار شده است . ایشان فرزند برومند حضرت اسحاق و نوه گرانقدر حضرت ابراهیم (ع) بودند که داستان پسر بزرگوارشان حضرت یوسف (ع) برای مردم  بسیار مشهور و معروف است .

بهترین و دقیق ترین راه شناخت این بزرگواران سوره ها و آیات قرآن مجید است که بهتر است بدانها مراجعه شود.

  1. بردویل پادشاه فرنگ

در بیشتر منابع و مآخذ  اسلامی نام این پادشاه فرنگ را « بردویل» یا «بغدوین»  ذکر نموده اند که آن ها مُعَرَّب( عربی شده) کلمه «Baldwin»  در انگلیسی و« Baudouin »در فرانسوی است .

فرنگ که در عربی« فَرَنج» گویند که به قسمت های اروپای غربی اطلاق می شود و پیداست که این پادشاه برای آن مناطق بوده که در سال ۵۱۳ ق . استیلا بر بیت المَقدِس و نواحی اطراف آن داشته است با بررسی تاریخی او همان : بالدوین دوم  Baldwin II متوفای ۵۲۶ ق . برابر ۱۱۳۱ میلادی است که در آن حدود زمانی پادشاه مسیحی بیت المَقدِس بوده است.

  1. کفن و پوسیدن آن

در شماره ۶ مربوط به جنازه مردی ناشناخته در«قَرافَه» مصر به بحث پوسیده شدن کفن، مفصل پرداختیم.

از ظاهر این متن استفاده می شود که کفن در پیش از اسلام نیز رایج بوده است. حتی مسیحیان که دیدند کفن این سه پیامبر پوسیده آن ها را بنا بر نقل هَرَوی مجددا کفن کردند و این نشان می دهد که مسیحیان حتی در آن قرن هم کفن داشته اند.

آیا واقعا این انبیای الهی کفن داشته اند و پوسیده یا در فرهنگ آن ها کفن نبوده و آنان چنین خیال می کردند که کفن پوسیده است؟

نقل هَرَوی از نقل ابن القَلانِسی با این که جدیدتر است ولی با ارزش تر می باشد زیرا ابن القَلاِنسی این واقعه را از شخصی که برای ما معرفی نکرده و در نزدش تا حدی ثقه و مورد اطمینان  بوده نقل کرده ولی هَرَوی در مکان وقوع این کشف ، حضور پیدا کرده و با یکی از شاهدان ماجرا مستقیما و بدون واسطه صحبت نموده  و شیوع این  موضوع را در منطقه از نزدیک دریافته است.

۱۰ . بخش حرم

در بخش حرم یا آن جایی که زنان مدفون هستند گزارشی از پیکر سالم آن ها نیامده است علت آن احتمالا کرامت حضرت ابراهیم (ع) است که با صدای غیبی، افراد را از دخول در بخش حریم منع نموده است .

ابتدای امر در این غار حضرت ساره همسر گرانقدر حضرت ابراهیم دفن شده است و بعد دیگران به ترتیب وفات و از نصوص تاریخی و گزارش برخی مورخان و جغرافی دانان  همچون:« مَقدِسی»  که اهل آن منطقه بوده است ، دریافته می شود که  هر کدام از این سه پیامبر بزرگوار روبرویشان همسرانشان نیز مدفون بوده اند۱۵: مثلا روبروی حضرت ابراهیم (ع) ، «ساره» ، روبروی حضرت اسحاق (ع) «رِبِکا» و روبروی حضرت یعقوب (ع) ، «لیه» مدفون است .

نتیجه گیری :

ظاهرا در سال ۵۱۳ قمری در زمان حکومت «بالدوین دوم» از پادشاهان اروپایی و مسیحی بیت المَقدِس در اثر شکافی در غار محل دفن سه پیامبر بزرگ الهی حضرات ابراهیم ، اسحاق  و یعقوب (علیهم السلام )جسد های ایشان  پس از گذشت بیش از سه هزار سال صحیح و سالم رویت می شود.

احتمالا چند سال بعد هم بر طبق نقل هَرَوی شخصی با کمک تولیت و قَیّم آن مزار به داخل غار رفته اند و اجساد مطهر این سه پیامبر بزرگوار را از نزدیک ملاحظه نموده اند که این اتفاق هم در همان قرن ششم واقع شده و در نوع خود بی نظیر است .

پی نوشت

  1. ابن القلانسی ، حمزة بن اسد التمیمی ( م . ۵۵۵ ق. ) ، تاریخ دمشق ، تحقیق : سهیل زکار ، دار احسان ، دمشق – سوریه ، ج ۱ ص ۳۲۱.
  2. الهروی ، ابوالحسن علی بن ابی بکر (م .۶۱۱ ق.) ، الاشارات الی معرفة الزیارات ، مكتبة الثقافة الدينية ، القاهرة – مصر ، ط۱ ، ۱۴۲۳ ق . ، صص ۳۵-۳۶.
  3. الحموی البغدادی، یاقوت ( م . ۶۲۶ ق .) ، معجم البلدان ، دار صادر ، بیروت – لبنان ، ط ۲ ،  ۱۹۹۵ م، ج ۲ ص ۳۸۷.
  1. ابن ابى الكرم ، عز الدين أبو الحسن على المعروف بابن الأثير(م. ۶۳۰ ق .) ،الكامل في التاريخ ، دار صادر ،بيروت – لبنان،  ۱۳۸۵/۱۹۶۵، ج  ۱۰ ص ۵۶۰.
  2. النويرى ،  شهاب الدين ( م .  ۷۳۳ ق .) ، نهاية الأرب في فنون الأدب ، دار الكتب و الوثائق القومية ، القاهرة – مصر ، ط ۱ ، ۱۴۲۳ ق . ، ج ۲۳ ،ص ۲۶۳.
  3. الذهبى ، شمس الدين محمد بن احمد (م ۷۴۸ ق .)، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الأعلام، تحقيق :عمر عبد السلام تدمرى، دار الكتاب العربى، بيروت – لبنان، ط ا۲، ۱۴۱۳/۱۹۹۳. ج ۳۵ ، ص ۲۸۰ .
  4. ابن الوردي المعري الكندي ، أبو حفص زين الدين عمر بن مظفر بن عمر بن محمد ابن أبي الفوارس( م . ۷۴۹ ق .) ، تتمة المختصر في أخبار البشر(تاريخ ابن الوردي )، دار الكتب العلمية ، بيروت-لبنان ، ط ۱، ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۶م ،ج ۲ ،ص ۲۵.
  5. ابن کثیر الدمشقی ، ابوالفداء اسماعیل بن عمر ( م. ۷۷۴ ق .) ، البداية و النهاية ، دارالفکر ،بیروت – لبنان ، ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶ ، ج ۱۲ ،ص ۱۸۴.
  6. ابن تغرى بردى، جمال الدين ابو المحاسن يوسف بن تغرى بردى الاتابكى‏ ( م . ۸۷۴ ق .) ، النجوم الزاهرة فى ملوك مصر و القاهرة ، وزارة الثقافة و الارشاد القومى، دار الكب‏ ، مصر ، ج ۵ ،ص ۲۱۸.
  7. ابو اليمن عليمى، عبد الرحمن بن محمد ( م . ۹۲۸ ق .) ،الأنس الجليل بتاريخ القدس و الخليل‏ ،تحقیق: ابو تبانة، عدنان يونس عبدالمجيد / كعابنه، محمود عوده‏ ، مكتبة دنيس‏ ، عمان- الخليل‏ ، ۱۴۲۰ ه. ق‏ ، ط ۱، ج‏۱، ص۱۲۸.
  8. الدیار بکری ، حسین بن محمد بن حسن ( م . ۹۶۶ ق .) ، تاريخ الخميس في أحوال أنفس النفيس‏ ، دار صادر، بيروت‏ – لبنان ، ج ۲ ،ص ۳۶۱.
  9. ابن احمد العسكري الحنبلي الدمشقي ،ابن العماد شهاب الدين ابو الفلاح عبد الحي (م. ۱۰۸۹ق.)، شذرات الذهب في اخبار من ذهب ، تحقيق :الأرناؤوط، دار ابن كثير، دمشق – بيروت،  ط ۱، ۱۴۰۶/۱۹۸۶، ج ۶ ،ص ۵۸ .
  10. نابلسى، عبد الغنى بن اسماعيل‏ ( م . ۱۱۴۳ ق .) ، الحضرة الأنسية في الرحلة القدسية ، تحقیق: اکرم حسن علبى ، المصادر ، بيروت‏ – لبنان ، ۱۴۱۱ ه. ق‏ ، ط ۱ ، صص ۲۵۷-۲۵۹.
  11. كردى، محمد طاهر ( م . ۱۴۰۰ ق .) ،التاريخ القويم لمكة و بيت الله الكريم‏ ،دار خضر ، بيروت‏ – لبنان ، ۴۲۰ ه. ق‏ ، ط ۱ ، ج ۱-۲ ،ص ۴۵۶.
  12. نابلسى، عبد الغنى بن اسماعيل‏ ، پیشین ، ص ۲۵۹.

 

گفتگو کنید

7 نظر

  1. باسلام عرض خدا قوت,مطالب بسیار گیرا بود

    این نشان ازتسلط نویسنده وکامل بودن اطلاعات ایشان از موضوع بود

    ممنون از زحمات شما و تلاش هرچه بیشتر در نشر اینگونه مطالب

  2. با سلام
    بسیار جذاب و هیجان انگیز بود
    از پرانتزهای درون متن، جهت توضیح اضافی و همچنین واژه “گلواژه” در متن، لذت بردم
    موفق و پیروز باشید

  3. چرا در عصر حاضر خبری از این معچزات نیست؟ آیا فکر نمیکنید به علت رشد آگاهی مردم و وسایل ارتباط جمعی دیگر کسی از این گلواژه ها اختراع نمیکند؟

    1. با عرض سلام و تقدیم احترام
      دوست عزیز و ارجمند اتفاقا در دوران خود ما نیز از این معجزات فراوان است نمونه ای در سایت قرار دادیم که مرتبط با آیت الله قزوینی است و ان شاء الله بقیه نیز تحقیق شده و در سایت مورد استفاده قرار می گیرد.
      امیدوارم شما هم در مسیر هدایت موفق و موید باشید تا مشمول این گلواژه ها بشوید و به امید روزی که وسائل ارتباط جمعی و رشد و آگاهی ما باعث نزدیک شدن همه ما به خدا شود.

    2. با سلام و ان شا الله نیت خیر شما گرامی! کاش سری به مزار شهدا می زدید و برخی از شهدایی را که در همین زمان با بدنی زیبا و معطر بعد از گذشت سال ها دیده شده اند را از نظر می گذرانیدید؛ شهدایی چون شهید عزیز همت، شهید منصوری که چند وقت پیش از سفر برگشت و … خاک نیز آفریده ی الهی است که اذن متلاشی شدن یا نشدن بدن را از او می گیرد!

  4. با سلام
    در این دوران که اکثر انسان ها به مسائل دنیوی و بی ارزش اهمیت بسیار میدهند، جای بسی خرسندی و افتخار است که جوانی چون شما در اندیشه ی تحقیق و پژوهش درباره ی معجزات الهی است، بهتر است متن تحقیقتان کمی روان تر باشد تا برای نوجوانان هم قابل استفاده باشد.هم چنین تاریخ وقایع به قمری و میلادی بسیار بجا و مناسب بود.
    امیدوارم پیوسته در این راه ثابت قدم بوده و خداوند متعال شما را یار و یاور باشد و پیروز گرداند.
    باتشکر

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *