۳۲- امامزاده قاسم (مرد) – محمود آباد مازندران – ایران

۳۱- تربتی (مرد) – احتمالا تهران – ایران
تیر ۵, ۱۳۹۴
۳۳- امامزاده زید بن علی (مرد)- ونک سمیرم – ایران
تیر ۵, ۱۳۹۴

۳۲- امامزاده قاسم (مرد) – محمود آباد مازندران – ایران

نویسنده و محقق : سید مرتضی میرسراجی

mirseradji@gmail.com

امامزاده قاسم محمود آباد مازندران یک ویژگی جالب  دارد و آن این است که بارگاه  ایشان اکنون داخل در یک دبستان ابتدایی است .در زمینه کشف جسد سالم امامزاده قاسم نقل است:

«دو نفر هندی ، به محمودآباد آمدند ، مستاجر یکی از ساکنان توسکا محله شدند عده ای را اغفال کردند که این امامزاده نیست ، بلکه گنجی است نهفته در دل خاک ، سرانجام آن دو با اغفال کردن یکی از اهالی توسکا محله ، فرد مذکور را با خود هم رای کردند ، اینان در شبی تاریک به مرقد امامزاده قاسم(ع) رفتند .

آن دو ، در ابتدای کار اورادی را خواندند تا به قول خودشان ، طلسمات را بشکنند ، آنان سپس شروع به خاک برداری کردند ، بعد از اینکه مقدار زیادی خاک را بیرون ریختند ، یکی از آن دو هندی ، نیزه ای را در خاک فرو برد تا مشخص کند چقدر به دفینه نزدیک شده اند ، نیزه در قبر گیر کرد ، آنان با زحمت نیزه را بیرون آوردند و دیدند نیزه به خون آغشته است ،آنان به کار خود ادامه دادند تا جسد مطهر آقا نمایان شد.

پس از این عمل جسارت آمیز ، عامل هتاکی در جا مرد و آن دیگر چند متر آن طرف تر در میان درختان انار ترش به اولی ملحق گردید ، همراه این هندی ها ، ( شخص محمودآبادی) به مدت هفت ماه در خانه بستری  بود تا آن که به مرور زمان صحت خود را باز یافت .

در همین شب مادر علی متولی ، امامزاده را در خواب دید که به او فرمود : عده ای آمده اند و قبر مرا کاویدند ، نعش من در فضای باز قرار گرفته است ، بیائید نعش مرا بپوشانید . همان نیمه شب مرواریدخانم به علی متولی گفت : برو بیرون ببین چه خبر است ، آقا فرموده است « عده ای آمده اند و قبر مرا شکافته اند.» علی به مادرش جواب داد من بی خبرم و در این نیمه شب چه می توانم بکنم . آن دو خوابیدند ، امامزاده مجددا به خواب مادر علی آمد و گفت : من به تو می گویم بیایید قبر مرا بپوشانید !!! با اصرار مادر ، مرحوم علی متولی به سوی آرامگاه امامزاده روانه شد ، هنگامی که سپیده صبح دمید ؛ به مرقد رسید ، دید قبر شکافته و پیکر منزه و مطهر او نمایان است . حضرت آقا جوانی است که تازه سبیل مبارکش سبز شده و اثر ضربه شمشیر ، فرق سرش را شکافته و زخم با دستمال بسته اند .

او دستمال را باز کرد ، دید خون از محل زخم جاری گردیده است . او مجددا دستمال را بست ، خون بند آمد. علی متولی قبر را مرتب ساخت و بر مرقد آقا خاک ریخت ، در پایان کار تدفین امامزاده ، هوا روشن شده بود .»۱

پی نوشت

۱. ر.ک : سامانه رسمی امامزاده قاسم محمود آباد مازندران

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *